18 اردیبهشت93
امروز باید میرفتیم و جواب آزمایشتو میگرفتیم ولی بابا یی یادش نبود که امروز 5شنبه است و زود تعطیل میکنن.افتاد برا شنبه.
تولد نیوشا جون دختر آقا یاشا دوست بابا بود ،شبم باید میرفتیم اونجا .اونجا کلی حال کردی پر از نینی بود همه بپر بپر
میکردن و تو همینطوری نگاهشون میکردی ،تاحالا این همه بچه کنار هم ندیده بودی.

مثل فرشتها شده بودیواون لباس صورتیه که مامانی و بابایی از مکه برات آورده بودن رو تنت کرده بودم قشنگم،دور و بر
ساعت 11:30 هم خوابت گرفت و همونجا لالا کردی
اینا هم چندتا از عکسات:



اینم نیوشا جون و کیکش:

اینم خانواده سه نفری ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا:

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


18 اردیبهشت93
